.
.
چی جوری میشه واقعا ؟؟؟
پاشدم غذا پختم ، کدو و شلغم برای عصرونه ی فندوق پختم و تو ظرف غذا ریختم و آماده گذاشتم تو کیفش
.
فندق خواب بود
برا خودمو بردم تو اتاق که صداش نیاد و بیدار نشه
رفتم پتو پیچ رو تخت و ناهارمو خوردمو بعد دیدم نه داره چشمام گرم میشه
.
یکم ولو شدم که بعدش پاشم ظرف بشورم
چشم باز کردم دیدم یک ساعت خوابم برده
برچسب:
نویسنده: پندار نصیری